سوالات امتحانی و فایل های جالب
براي دانلود به لينك زير برويد.
داستان لاكپشت ها

یک (روز) خانواده ی لاک پشتها تصمیم گرفتند که به پیکنیک بروند. از
آنجا
که لاک پشت ها به صورت طبیعی در همه ی موارد یواش عمل می کنند، هفت
سال طول کشید تا برای سفرشون آماده بشن!
در نهایت خانواده ی لاک پشت خانه را برای پیدا کردن یک جای مناسب ترک
کردند. در سال دوم سفرشان (بالاخره) پیداش کردند. برای مدتی حدود شش ماه
محوطه رو تمیز کردند، و سبد پیکنیک رو باز کردند، و مقدمات رو آماده
کردند. بعد فهمیدند که نمک نیاوردند...
براي مشاهده ادامه داستان به ادامه مطلب برويد.
براي دانلود به لينك زير برويد.

براي دانلود به لينك زير برويد.

30 برابر مردمي که امروزه بر سطح زمين زندگي ميکنند، در زير خاک مدفون
شدهاند ...!!!!!!!!!!!!
برای مشاهده دانستنی های بعدي بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.

آيا زلزله هاي اخير شيراز هم هارپ بوده است؟؟؟؟؟؟
براي مشاهده كامل به ادامه مطلب برويد.
براي مشاهده عكس ها و بقيه مطالب به ادامه مطلب برويد.
توجه:ورود افراد ترسو ممنوع

اگر هم ورژن جدیدش باشه وقتی که به اینترنت وصل میشی خودش برای دانلود ورژن جدید بهت پیغام میده و در صورت دانلود در ادرس ورژن قبلی گذاشته میشه
براي دانلود كليك كنيد
انشااالله سایت های خوبی را برای گشتن پیدا کنید!

براي دانلود به لينك زير برويد.

بانکدار : کسي است هنگامي که هوا آفتابي است چترش را به شما قرض مي دهد و درست تا باران شروع مي شود آن را مي خواهد...
مشاور : کسي است که ساعت شما را از دستتان باز مي کند و بعد به شما مي گويد ساعت چند است.
براي مشاهده بقيه مطالب به ادامه مطلب برويد.

اين يك فايل از نمايش حيوانات با دست است كه در آن حيواناتي مانند فيل ،گورخر،عقاب و...با رنگاميزي و حركات جالب دست ساخته مي شوند.با فرمت pps كه به راحتي با آفيس 2007 باز ميشه پيشنهاد مي كنم حتما دانلود كنيد.
براي دانلود به لينك زير برويد .

سلام به همگي
اين يك فايل از نقاشي هاي تاريخي و فوق العاده است با فرمت pps كه به راحتي با آفيس 2007 باز ميشه پيشنهاد مي كنم حتما دانلود كنيد.
براي دانلود به لينك زير برويد.

دريا باش

روزی شاگرد یه راهب پیر هندو از او خواست که بهش یه درس بهیاد
موندنی بده . راهب از شاگردش خواست کیسه نمک رو بیاره پیشش ، بعد یه
مشت از اون نمک رو د اخل لیوان نیمه پری ریخت و از او خواست اون آب
رو سر بکشه . شاگرد فقط تونست یه جرعه کوچک از آب داخل لیوان رو
بخوره ، اونم بزحمت .
استاد پرسید : مزه اش چطور بود ؟
شاگرد پاسخ داد : بد جوری شور و تنده ، اصلا نمیشه خوردش " .
پیرهندو از شاگردش خواست یه مشت نمک برداره و اونو همراهی کنه .
رفتند تا رسیدن کنار دریاچه . استاد از او خواست تا نمکها رو داخل دریاچه
بریزه ، بعد یه لیوان آب از دریاچه برداشت و داد دست شاگرد و ازش
خواست اونو بنوشه . شاگرد براحتی تمام آب داخل لیوان رو سر کشید .
استاد اینبار هم از او مزه آب داخل لیوان رو پرسید. شاگرد پاسخ داد : " کاملا
معمولی بود . "
پیرهندو گفت : " رنجها و سختیهائی که انسان در طول زندگی با آنها روبرو
میشه همچون یه مشت نمکه و اما این روح و قدرت پذیرش انسانه که هر
چه بزرگتر و وسیعتر بشه ، میتونه بار اون همه رنج و اندوه رو براحتی
تحمل کنه ، بنابراین سعی کن یه دریا باشی تا یه لیوان آب . "
سپاس

صبحگاهان كه از خواب نوشين برمي خيزي و دنياي پاك مخلوقات را نظاره
ميكني گويي در رويايي باور نكردني فرو رفته اي و واقعيات زندگي خويش را فراموش
نموده اي،دنيايي كه سكوتش الهامي از پاكي ها و صداقت هاست.
دنيايي كه در آن ذره هاي خاكي،هركدام به نوعي ثنا گوي صانع هستي اند.آن
لحظه گه سروها و صنوبرها با قامتي برافراشته،الهه ي خويش را مي ستايند و آن
لحظه كه گنجشكان به صلاي مادر پاسخ گفته و نغمه ي نيايش را سر مي دهند،آن
لحظه كه نيلوفران و كلايلان با شكفتن خويش قطرات شبنم را بر زمين جاري
مي سازند و لب به ستايش باريتعالي گشوده اند،را هرگز نمي توان فراموش كرد.
خدايا!ما نيز تو را مي ستاييم،خدايا!ما تو را به خاطر تمام پاكي ها و
صداقت هايي كه در نهادمان به وديعت گذاشته اي،سپاس مي گوييم.
خدايا!تنها به خاطر توست كه روزگار را باور داريم و تنها به خاطر توست كه
نامردي ها و نامرادي هاي روزگار را در زير نقاب خنده هايمان پنهان مي داريم.
خدايا!به خاطر نگين زمردين عشقت كه در صندوقچه ي قلبمان به يادگار
گذاشته اي ،تو را سپاس مي گوييم.
خدايا!به خاطر تمناي وصالي كه در نهانخانه ي دلمان به وجود آورده اي تو را
مي ستايم.
خدايا!هردم تو را سپاس.
با تشكر از مادر عزيزم
(اورياد)